حال می کنم که تو هم مثل من بی حالی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «هوا» ثبت شده است

تساهل و مدارا یا خشونت، دو لبه پرتگاه با تاملی بر استراتژی لجن های کف جوب

رفتارشناسی افراد، گروه ها و جناح های مختلف، تحلیلی را به دست آدمی می دهد که با آن می توان حرکت های بعدی یک جنبش را با یک معادله الگوریتمی باز فرآوری کرد و از آن استفاده کافی را برد. نکته ای که پیش تر گفته شده است و بحث های بسیاری که در فلسفه غرب مقابل نگرش دینی بدان شده است، مسئله تساهل و تسامح یا خشونت است. مسئله پرداختن بر یک موضوع خشک فلسفی و بیان تئوری های آن نیست، بلکه بایستی با تحلیل رفتارشناسانه ی جناح های مختلف درباره این نظریه، ببینیم چه چیزی دستمایه تغییرات جدی خواهد شد.

1-    از سال 78چند سالی است که می گذرد، زمانی که حجتی کرمانی از آیت الله مصباح خواست تا پیرامون بحث خشونت در اسلام مناظره را برگزار کند و برای آن زمانی را تعیین کنند. سخنرانی رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در خطبه های پیش از نماز جمعه درباره خشونت حرف و حدیث های بسیاری را در میانه راه ایجاد نمود و بسیاری به تخریب و سنگ اندازی مشغول شدند و عده نیز ایشان را دعوت به مصاحبه نمودند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سایه نشین

سلام بیست و ششم: بازهم سد راهت شدم تا نری....

باور کن

باور کن بر چشمانم نقاب است.

باور کن که نقاب بر چهره گذاشتم.

اما این نقاب نه برای این است که دو چهره هستم.

نه

باور کن

فقط برای این است که طاقت ندارم تا اشک های من را ببینی.

.

.

.

.


۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱
سایه نشین

سلام بیست و پنجم: بیایید بیایید


حالا که دنیا این قدر دارد به ساز نا اهلانش می رقصد و اسلام هراسی و ایران گریزی در منطقه بیداد می کند، وقتش نشده است که من و تو دست در دست هم ما شویم و نه فریاد که عمل کنیم.

ما خسته از فریادهای سابقیم و تشنه بر عمل!

آن که مرد راه است بسم الله و آن که مرد شعار است ...


۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
سایه نشین

سلام بیستم: چه رسمی داری ای دوره زمونه

سلام، نماز و روزه هاتون قبول!

حالا که وقت بازه باید بریم مسافرت،

کجا ؟

به هر کجا که می شه!
آدم وقتی حال و هوا عوض می کنه پرواز می کنه!

مثل یه شب، توی هیئت! پای روضه ی ارباب!

اینم سفره دیگه!

حالا گیر ندید.

سفر به این خوبی توی کجا ی عالم دیدید؟

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
سایه نشین

سلام نوزدهم: آخه تو این هوا کی نفس می کشه...

چند روزی می شه که من و تو کمتر حس و حال این را پیدا می کنیم که بشیم ما، نمی دونم شاید اعصابش رو نداریم، شاید از دست هم خسته شدیم، اما یه چیزی که شایدش زیادی توچشم میاد اینه که نکنه مسموم شدیم.

چند روز پیش با دوتا از دوستام صحبت می کردم، این ها می گفتند آقا این شهدای غواص فقط برای تیم مذاکره کننده پیام آوردند، برای اختلاس و دزدی پیام نیاورده بودند؟

توی شبکه های اجتماعی هم پر شده بود از پیام های احساسی قشنگ برای من و تو تا نشیم ما.



راستش نمی دونم سخته فهمیدنش یا نه اما مسئله ی مهم اینه که الان تیم مذاکره کننده داره با استعمار و دارو دستش مذاکره می کنند، واضحه که اون دزد لعنتی خائنه، چه پیامی برای اون باید داشت جز این که عدالت در حقش اجرا بشه. اگر بشه.

ولی حد و مرزها رو باید خوب شناخت، این روزها با هرکسی که می خواهی صحبت کنی، تصمیم هایش را از قبل محکم گرفته

این روزها کمتر آدمی رو می بینیم که ماسک به صورتش بزنه!

توی این هوای مسموم وقتی بدون ماسک میاییم بیرون همین می شه دیگه.

می دونید اصلا بیایید توی این شب های قدر دعا کنید.

دعا کنیم برای همه.

دعا کنیم خدا شفامون بده!

این چرک توی ریه های فکرمون رو پاک کنه!

امشبی را بیاییم گریه کنیم!

بعدش بشینیم فکر کنیم!

فکر کنیم به این که کی هستیم؟

چی هستیم؟

از خدا بخواهیم تا اون چیزی که می خواهیم بشیم!

راستی مراقب دین و ایمانمون هم باشیم.

این روزها کم گیر میاد ها!

توی بازار رو گشتم پیدا نکردم.

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
سایه نشین